hosein ashegh |
|
تقدیم به آنکه میراث عشق را از او به یادگار دارم نوشته شده توسط hosein تاریخ سه شنبه 16 مرداد1386 و ساعت 3:3 بعد از ظهر |+|
نه از خاکم نه از بادم نه در بندم نه آزادم نه آن لیلاترین مجنون نه شیرینم نه فرهادم فقط . . . مثل تو غمگینم فقط . . . مثل تو دلتنگم اگر . . . آبی تر از آبم اگر همزاد مهتابم بدون تو چه بی رنگم بدون تو چه بی تابم
نوشته شده توسط hosein تاریخ سه شنبه 16 مرداد1386 و ساعت 2:59 بعد از ظهر |+|
همین حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید اگه گفتم خداحافظ نه این که رفتنت ساده س نه این که می شه باور کرد دو باره آخر جاده س خداحافظ واسه این که نبندی دل به رویاها بدونی با تو و بی تو همینه رسم این دنیا خداحافظ، خداحافظ، همین حالا...همین حالا نوشته شده توسط hosein تاریخ سه شنبه 16 مرداد1386 و ساعت 2:45 بعد از ظهر |+|
عشق يعنی شب نخفتن تا سحر عشق يعنی سجده ها با چشم تر عشق يعنی سر به دار آويختن عشق يعنی اشک حسرت ريختن عشق يعنی در جهان رسوا شدن عشق يعنی مست و بی پروا شدن **************************** عشق يعنی سوختن يا ساختن عشق يعنی زندگی را باختن عشق يعنی انتظار و انتظار عشق يعنی هرچه بينی عکس يار عشق يعنی ديده بر در دوختن عشق يعنی در فراقش سوختن عشق يعنی لحظه های التهاب عشق يعنی لحظه های ناب ناب ***************************** عشق يعنی سوز نی ، آه شبان عشق يعنی معنی رنگين کمان عشق يعنی شاعری دل سوخته عشق يعنی آتشی افروخته عشق يعنی با گلی گفتن سخن عشق يعنی خون لاله بر چمن عشق يعنی شعله بر خرمن زدن عشق يعنی رسم دل بر هم زدن عشق يعنی يک تيمّم، يک نماز عشق يعنی عالمی راز و نياز ***************************** عشق يعنی با پرستو پر زدن عشق يعنی آب بر آذر زدن عشق يعنی همچواحسان پا به راه عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه عشق يعنی بيستون کندن به دست عشق يعنی زاهد اما بُـت پرست عشق يعنی همچو من شيدا شدن عشق يعنی قطره و دريا شدن عشق يعنی يک شقايق غرق خون عشق يعنی درد و محنت در درون عشق يعنی يک تبلور يک سرود عشق يعنی يک سلام و يک درود عشق يعنی مستی و ديوانگی
نوشته شده توسط hosein تاریخ شنبه 13 مرداد1386 و ساعت 5:35 بعد از ظهر |+|
دفتر خاطرات من ... دنياي من مثل اين دفترچه کوچک است وازشيريني و تلخي تکه اي درآن پيداميشود جاده اش خط هاي مات،ستاره هايش نقطه هاست خالق اين دنياي کوچک منم،وگاهي وقتهاهم هست که قطرات باران بدل به سيلي عظيم ميشود ودنياي من نيزنابودميشود نوشته شده توسط hosein تاریخ شنبه 13 مرداد1386 و ساعت 5:28 بعد از ظهر |+|
مرده ام در کوچه های بی کسی سنگ قبرم را نمی سازد کسی سوختم خاکسترم را باد برد بهترین یارم مرا از یاد برد نوشته شده توسط hosein تاریخ شنبه 13 مرداد1386 و ساعت 3:21 بعد از ظهر |+|
|